تبلیغات
white nights - تبر..
تاریخ : پنجشنبه 28 دی 1391 | 08:45 ب.ظ | نویسنده : Robina


در فولكلور آلمان ، قصه ای هست كه این چنین بیان می شود : مردی صبح از خواب بیدار شد و دید تبرش ناپدید شده . شك كرد كه همسایه اش آن را دزدیده باشد ، برای همین ، تمام روز اور ا زیر نظر گرفت. متوجه شد كه همسایه اش در دزدی مهارت دارد ، مثل یك دزد راه می رود ، مثل دزدی كه می خواهد چیزی را پنهان كند ، پچ پچ می كند ،آن قدر از شكش مطمئن شد كه تصمیم گرفت به خانه برگردد ، لباسش را عوض كند ، نزد قاضی برود و شكایت كند . اما همین كه وارد خانه شد ، تبرش را پیدا كرد . زنش آن را جابه جا كرده بود. مرد از خانه بیرون رفت و دوباره همسایه اش را زیر نظر گرفت و دریافت كه او مثل یك آدم شریف راه می رود ، حرف می زند ، و رفتار می كند .  همیشه این نکته را به یاد داشته باشید که:

 ما انسانها در هر موقعیتی معمولا آن چیزی را می بینیم که دوست داریم ببینیم.....



طبقه بندی: داستان های كوتاه،

comment
نمایش نظرات 1 تا 30

  • جعبه جادویی
  • کورالین
  • کارت شارژ همراه اول